آپلود عکس

سلام دایی عزیزم

بیست و هفت سال گذشت اما...

هنوز داغت تازه است...

هنوز که هنوزه دایی جانم هنوز هم نشناخته امت...

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

                               شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

ذره ذره ی خاک شلمچه را بدنبال سنگرت گشتم....

همان سنگری که راه آسمان را برویت گشود....

همان سنگری که شب آخر شاهد قرآن خواندنت بود

چه با سوز خواندی!

همه می دانستند که هوایی شده ای!

این را رفیقت برایم گفت.


چه کربلایی بود....کربلای 5 را می گویم...

دایی جان مگر چگونه جنگیدی که امام زمانت زیر اسمت خط قرمز کشید؟

زیر آن آتش سنگین دشمن چه حالی داشتی؟

چه حالی داشتی بیسیم چی گردان؟

دایی جان رمز عملیات، یافاطمه الزهرا(س) بود.

در لحظه ی شهادتت جمال زیبای مادرت را دیدی؟

دست نوازش بر سرت کشید؟

مادرانه صدایت کرد؟

خوشا به سعادتت!


وقتی کوچک بودم کتاب خانه ای را نشانم دادند و گفتند این کتابهای داییت است...

چه کتاب های سنگینی! حتی اسمهایشان را هم نمی توانستم بخوانم...

صفحه ی اول همه شان چیزی که خواسته بودی نوشته بود:

«علم موجب بیداری من شد و نظر لطف و رحمت و توفیق الهی موجب شهادتم»

و حالا از بین آن همه کتاب قرآنت به من رسیده...

قرآنی که با دست خط تو مزین شده...


دایی جانم گاهی آنقدر دلتنگت میشم که....

که سراغ لباسهایت می روم

بوی تو را می دهند.....آخ دایی محمود دلم برایت خیلی تنگ شده!


بیست و هفت سال از شهادتت گذشت

خیلی ها فراموشت کرده اند و خیلی ها هنوز تو  را نشناخته اند...

و من هنوز آدم نشدم!

قاب عکست روی طاقچه ی خانه مادربزرگ هنوز هم سرجایش است و دارد خاک می خورد

اما چشمانت در قاب انگار هنوز با ما حرف ها دارد...


دایی جانم مرا ببخش اگر دلنوشته ام به زیبایی شعرهایت نیست...

و مرا ببخش اگر دلم به پاکی دلت نیست

ببخش که خواهرزاده ی خوبی برایت نیستم...

اما خیلی دوستت دارم...

3 بهمن سالروز شهادتت مبارک!!!


----------------------------------------

گزیده ای اشعار شهید:

وای بر آنکس ز هوی و هوس          تابع ابلیس بود هر نفس

تاج کرامت ز سر انداخته               رهرو ذلت به یقیت باخته

ثروت بالقوه ز کف زود داد              بدتر از این داد و ستد هیچ باد

غافل اندر شب و خواب غرور          مبطل روزست به لهو و سرور

چونکه دقایق گذرد یک بیک            بانگ و ندا میدهد این را پیک

آی بپاخیز ز خواب بَوار                   جیفه باللیل و بطال النهار

طالب (تخلص شهید طاهری)


---------------------------------------------------

«دوستان قرار ما روز پنج شنبه، 3 بهمن، امام زاده ابراهیم(ع)، سر مزار شهید محمود طاهری»

برای مطالعه بیشتر درمورد شهید طاهری اینجا کلیک کنید.