شهادت قسمت ما میشد ای کاش

بزرگترین آرزوی من شهادته!!!

گفتم کاش دوباره جنگ بشه. اونوقت من می رم جبهه... اونوقت راه بهشت دوباره باز میشه...

و من به آرزوم که شهادته می رسم...

یکی در جوابم چیزی گفت که موندم چی بگم...

بهم گفت: چرا منتظر جنگی؟ اگه می خوای شهید بشی خب برو تو جبهه ی فلسطین با اسرائیل بجنگ و شهید شو!!!

سکوت کردم...

واقعا اگه من عاشق شهادتم چرا نمی رم فلسطین؟؟؟

چرا ترسیدم؟؟؟

تازه فهمیدم چقدر با شهادت فاصله دارم. تازه فهمیدم چقدر از شهادت می ترسم...

تازه فهمیدم شهدا چه دل و جرئتی داشتن...

وقتی می دونستن هر لحظه ممکنه تیر بخورن، درد بکشن، شهید بشن، اما مردونه می ایستادن و می جنگیدن...

براستی که ما کجا و اونا کجا!؟


××××××××××


عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

        صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

عید سعید فطر به همه شما همسنگران اینترنتی مبارک...

روز قدس

vssymr9hadbn3ce8r2ze.jpg

همین الان، فرمان سر بریدن یک گل دیگر صادر شد.

سربازها می‏دوند.

روی خاک مقدس تو، به سمت هدف می‏دوند و خون از زیر چکمه‏ های اسرائیلی‏شان، می‏پاشد به دیوار.

صبر کن!...

ما بالاخره آن کلاه کوچک سیاه را از سرشان برمی‏داریم و لباسی باور نکردنی برایت می‏دوزیم، تاروپودش همه از آزادی... و بهار، پوست این درختان خشکیده زیتون را خواهد ترکاند.

صبر کن!...
تو عروس همه تاریخ خواهی شد؛ عروسی با قد بلند و رعنا، لباسی سپید و خدایی و انگشتری زیبا مزین به نگین طلایی «قدس».

« تاریخ»، قانون دارد. این‏طور که نمی‏ماند؛ صبر کن فلسطین!

     wlza19y3z7d8l31sglkh.jpg

وعده ما جمعه، راهپیمایی روز قدس

توجه     توجه

در مورد عطر لاولی شنیدید؟؟؟
    
sybt5hyesrpgzjm5d3hf.jpg

این ادکلن با عطر خوب به نام لاولی جدید ساخت اسرائیل که جدیداً از مرز عراق وارد ایران شده حاوی مواد کشنده است که با استنشاق آن پس از ۴ الی ۵ روز تأثیر گذاشته و درمان ندارد.


4vfa5fdmmptztf0uvdj.jpg

اسرائیلی ها دارن برای از بین بردن ما تمام تلاششون رو می کنن و ما چه راحت نشستیم و نگاه می کنیم.
همه ی اینا از تقلید کورکورانه ما نشات می گیره...
واقعا چیکار باید کرد؟؟؟

یه سوال...

nl9i9yvm9e73oonz1xur.jpg

t51ey29lal8490crhcr.jpg

یرای ادامه دادن راه شهدای عزیزمون چیکار باید بکنیم؟

شعار نده!!!!!!

خداییش تو تا حالا چیکار کردی؟

حتما می گی حجاب و عفاف و رعایت کردم و با ایمان بودم و ...

واقعا اینا کافیه؟؟؟

اگه کافیه پس چرا جامعه مون این مدلیه؟؟؟

d7n51rrja2988ka6lvx.jpg                 jaq2123xpdzvb3kuu511.jpg

tamiu3tvrba10pvlyt.jpg

تا کی باید بشینیم و این صحنه ها رو نگاه کنیم؟؟؟

یعنی اصلاح جامعه فقط وظیفه ی گشت ارشاده؟؟؟

شهادت در کلام شهیدان

احساس می‏کنم که شهادت اگرچه برای ما هدف نیست، بلکه‏وسیله‏ای برای اعلام اعتقادمان به وحدانیت‏حق و استقامت درناملایمات می‏باشد، و راهی است‏بس نزدیک برای رسیدن به معشوق‏حقیقی.
شهید محمد ابراهیم احمد پور
 
**********
 
وقتی مرگ حق است کل نفس ذائقه الموت‏ ... و بهترین نوع‏مردن شهادت‏ در راه خدا می‏باشد، شهادت را انسان انتخاب‏می‏کند، و مردن براساس انتخاب می‏باشد نه مردنی که بر انسان‏ تحمیل شود.
شهید محمد کچویی
 
**********
 
خدایا، بگذار در معرکه نبرد حق با باطل عاشقانه بتازم و طاغوت و شیطان را بر زمین بیندازم. بگذار پروانه وار به دور شمع وجودت بگردم و بسوزم تا قید و بند را ببرم و آزادانه در معرکه حیات جولان دهم. بگذار، با شمشیر بران شهادت سکوت تاریخ را بشکنم..... . بگذار از جاذبه مادی، خود را آزاد کنم.
شهید مسعود صالحی
 
**********
 
پروردگارا، در این ایثار خون‌ها، در این میثاق خون با خون، مرا در وصلت عشقم پیوندی آسمانی ده، مرا با گرمی خونم درون خاک آشنایی ده که من مشتاق این وصلم، که من مجنون این عشقم.
شهید محمدحسن ولیخانی
 
**********
 
خدایا، خسته و دلشکسته‌ام. مظلوم از ظلم، پژمرده از جهل اجتماع، ناتون در مقابل طوفان حوادث، ناامید در برابر مبهم و مجهول، تنها، بیکس و فقیر در کویر سوزان زندگی، محبوس در زندان آهنین حیات. دل غمزده و دردمندم، آرزوی آزادی می‌کند و روح پژمرده‌ام خواهش پرواز دارد.
شهید دکتر چمران
 
 

^^^باز هم داستانی از شهدای گمنام^^^

Picture Hosted by Free Photo Hosting at <A href="http://www.iranxm.com/

نفربر مجروحان

کربلای پنج از عملیات های مهم و طولانی دوران دفاع مقدس بود.

یکی از سخت ترین مراحل این عملیات تصرف و نگهداری منطقه ای بود به نام سه راه شهادت.

هر نیمه شب خاکریز اطراف سه راه کامل می شد. صبح روز بعد تانکهای عراق آنقدر شلیک می کردند تا خاکریز محو می شد!

آنگاه هر جنبنده ای که به سمت سه راه می آمد در دید مستقیم دشمن بود.

در یکی از روزهای بارش خمپاره های عراق بر روی منطقه سه راه شدت گرفت.

بچه ها داخل سنگرها بودند اما حدود بیست نفر از بچه ها به شدت مجروح شدند.

ساعاتی بعد یک نفربر خودش را به منطقه سه راه  شهادت رساند. بعد از تخلیه بار، مجروحین را سوار نفربر کردیم. راننده می گفت: دیگه جا ندارم. ولی ما اصرار می کردیم که این یکی را هم سوار کن!

همه ی مجروحین را در پشت نفربر جا دادیم. دیگر هیچ جایی در پشت نفربر نبود. در را بستیم و راننده حرکت کرد. خاکریزی وجود نداشت. راننده باید سریع از این منطقه عبور می کرد.

از داخل سنگر به دور شدن نفربر نگاه می کردیم. یکدفعه رنگ از چهره همه ما پرید. گلوله تانک عراقی به کمر نفربر اصابت کرد.

نفربر در شعله های آتش می سوخت. هیچ راه خروجی برای آن مجروحین وجود نداشت.

چند نفری می خواستند به کمک آنها بروند اما بارش رگبار تیربارهای عراقی ها آنها را زمینگیر کرد.

صدای ناله ی مرگ را برای اولین بار در آنجا شنیدم. مجروحین داخل نفربر از عمق جان فریاد می زدند و می سوختند.

اشک می ریختیم. ناله می کردیم. هیچ کاری از دست ما ساخته نبود. سوختن بهترین دوستانمان را فقط از دور نگاه می کردیم. با خود می گفتیم:ای کاش همه مجروحین را سوار نمی کردیم. ای کاش..

بوی گوشت سوخته فضا را پر کرده بود. صدای گریه بچه ها قطع نمی شد. با تاریک شدن هوا به سراغ نفربر رفتیم.در را باز کردیم. آنچه می دیدیم باورنکردنی بود.

لایه ای از خاکستر و استخوان های سوخته کف نفربر را گرفته بود. هیچ عامل مشخصه ای از آن همه دلاور وجود نداشت.

همه از بین رفته بودند. هیچ چیز از آن ها باقی نمانده بود.

اسامی آنها به عنوان شهدای مفقود الجسد ثبت شد. شهدایی که در راه اسلام از همه وجود خود گذشتند.

در وصیت نامه یکی از شهدا نوشته بود: آیا می دانید که این انقلاب و اسلام و این آزادی چگونه به دست ما رسیده است!؟

 

شهدا دلم تنگه...

 

تو کلاس بودیم یکی از بچه ها گفت:

 

اگه آمریکا به ایران حمله کنه چیکار می کنین؟

 

من گفتم: اول اینکه نمی تونه اما اگه حمله کرد می رم جبهه

 

و باهاش می جنگم...

 

یکی دیگه گفت: آخ جون الهی ایران نابود بشه. من پناهنده آمریکا

 

می شم...

 

*****

 

دوستم بهم گفت وبلاگ داری؟ در مورد چیه؟ آدرستو بده بهت سر بزنم.

 

بهش گفتم: شهدا

 

یه پوزخندی زد و گفت: برو بابا حوصله داری...

 

*****

 

الهی بمیرم براتون شهدا چقدر شما مظلومید...

 

روزها میگذره و من بیشتر دلم براتون تنگ می شه.

 

دیشب برای بار صدم فیلم خداحافظ رفیقو دیدم و باز چشام خیس شد

 

و بیشتر از همیشه عاشقوتون شدم...

 

یعنی می شه منم شهید بشم؟؟؟

 

...

 

راستی فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو بهتون تبریک می گم.

 

اینم بگم که جاشه:

 

معلممون می خواست تو ماه رمضان کلاس بذاره تو مدرسه.

 

من گفتم:

 

نه روزه ایم. هوا گرمه. واسمون سخته...

 

یکی برگشت و با تعجب بهم گفت:

 

مگه روزه می گیری؟؟؟

 

امام زمان الهی فدات شم ظهور نکن اینجا کسی منتظرت نیست

 

...

 

تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم

 

کسی به فکر شما نیست راست می گویم

دعا برای تو بازیست راست می گویم

 

اگرچه شهر برای شما چراغانی است

برای کشتن تو نیزه هم فراوان است

 

من از سرودن شعر ظهور می توسم

دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم

 

من سیاهی شبهای تار می گویم

من از خزان شدن این بهار می گویم

 

درون سینه ما عشق یخ زده آقا

تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

 

کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست

برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست...

 

تو دعای سحرتون منو فراموش نکنین

یا حق